جعفر شهرى باف
44
طهران قديم ( فارسى )
عيب و ناپاكى و فساد و انحراف اخلاقى بود و هزار جور ( كفتر پرانى ) كرده بود باز براى پسر يا برادرش دختر پاكيزه و نجيب را طالب ميگرديد ، كما اينكه داماد كه اگر با بدترين و ننگينترين سوابق به رشد رسيده بود باز دختر نجيب سفارش مينمود ، در اين شرايط كه برايش دختر دستمالى نشده اختيار بكنند ! چه هنوز قاعدهء نانآورى زن و وسيله شهرت و مقام و ترقى شدن توسط زن رواج نيافته بود . بهر صورت چون دخترى طبق ميل خواستگار و تمايل پسر ، از چاقى و لاغرى و سفيدى و گندمگونى و چشمزاغى و چشمسياهى و كوتاهى و بلندى و دارائى و ندارى و از اين قبيل پيدا ميشد از بزرگترهاى دختر اجازهء خواستگارى ميخواستند و با كسب جواز يا بىاطلاع و سر زده « كه اين قاعده زيادتر معمول بود كه خود ناگهانى رفتن به خانهء كسى خوبتر او را شناسانده ، زير و بم زندگى و اخلاق او را نيكتر معلوم مينمود » روزى چند تن از نزديكترين كس داماد مانند مادر و خواهر و عمه و خاله به خانهء دختر و خواستگارى و ديدن رسمى او ميرفتند كه قبل از ( بله بران ) لازم بود شرايطى را در نظر گرفته معلوم بكنند . مسائل مربوط به خواستگارى قبل از هر چيز آنكه ساعت و روز آن مطابق تقويم ، روز خوب و ساعت خوب بوده باشد . تحت الشعاع « 3 » و قمر در عقرب « 4 » نبوده باشد و چه بهتر كه قمر در خانهء
--> ( 3 ) . كلمهاى نجومى ، زير نور . ( 4 ) . مكان ماه در برج عقرب ، طبق قاعده نجومى هردو روز و چند ساعت ماه در يكى از بروج دوازدهگانه منزل مىكند كه يكى از آن منازل عقرب يعنى برج عقرب مىباشد و چون اين برج و شكل آن همشكل و هم حالت عقرب كه جانورى گزندهء زشت صورت بدطينت مىباشد هر كار در آن اوقات زشتى و كراهت و نحوست به خود ميگرفت ، كه اسامى بروج و احوال آنها در جاى خود خواهد آمد . ( تقويم نگاه كردم امشب - اين هفته بود قمر در عقرب ) - ( عقرب زلف كجت با قمر قرينه - تا قمر در عقربه حال من چنينه ) .